هویت من یک سِریال است نه یک عکس: پذیرش انعطاف‌پذیری هویت ابتدای جوانی

توسعه فردی و شغلی2 ماه پیش55 بازدید

آیا تا به حال تا ساعت ۳ صبح بیدار مانده‌اید و از خود پرسیده‌اید: «چرا هنوز نمی‌دانم دقیقاً چه کسی هستم؟» یا «چرا بقیه زندگی‌شان را ساخته‌اند و من هنوز در حال آزمون و خطا هستم؟» اگر پاسخ شما مثبت است، باید بگویم که تنها نیستید.

بسیاری از ما در دهه ۲۰ و ۳۰ زندگی، قربانی یک استعاره‌ی اشتباه می‌شویم: نگاه کردن به زندگی به عنوان یک «عکس ثابت». ما فکر می‌کنیم باید در یک لحظه خاص، تصویری بی‌نقص، کامل و نهایی از خودمان ارائه دهیم.اما واقعیتِ روان‌شناختی انسان چیز دیگری است. هویت ما شبیه به یک «سریال تلویزیونی» است؛ مجموعه‌ای که فصل‌ها، تغییرات داستانی و تحول شخصیت دارد. می‌خواهم به شما بگویم که چرا سردرگمی شما نه تنها “نرمال” است، بلکه نشانه‌ای از سلامت روان و رشد شماست.

چرا فکر می‌کنیم باید «کامل» باشیم؟ (فشار اجتماعی و روانی)

قبل از اینکه به راهکارها بپردازیم، باید ریشه این اضطراب را پیدا کنیم. چرا ما از تغییر می‌ترسیم و اصرار داریم که یک هویت ثابت داشته باشیم؟ دو عامل اصلی در اینجا نقش دارند:

۱. تله‌ی کمال‌گرایی تصویری و شبکه‌های اجتماعی

ما در عصر اینستاگرام و لینکدین زندگی می‌کنیم. جایی که الگوریتم‌ها به ما لحظات برش‌خورده و موفقیت‌های نهایی دیگران را نشان می‌دهند. وقتی شما اسکرول می‌کنید، با هزاران «عکس ثابت» از خوشبختی مواجه می‌شوید:

  • فردی که در ۲۲ سالگی استارتاپ خود را فروخته است.
  • کسی که دقیقاً می‌داند چه مسیر شغلی‌ای را تا بازنشستگی طی خواهد کرد.
  • اینفلوئنسرهایی که ادعا می‌کنند «خودِ واقعی‌شان» را پیدا کرده‌اند.

این بمباران اطلاعاتی، یک توهم خطرناک ایجاد می‌کند: «همه به مقصد رسیده‌اند و من جا مانده‌ام.» اما فراموش نکنید که شما پشت‌صحنه‌ی پر از تردیدِ آن‌ها را با ظاهرِ ویرایش‌شده‌ی آن‌ها مقایسه می‌کنید.

فرار از افکار

۲. تعلیق هویت: یک مرحله ضروری، نه یک شکست

در روانشناسی رشد، اریک اریکسون (Erikson) مرحله نوجوانی و ابتدای جوانی را دوران «هویت در برابر سردرگمی نقش» نامید. اما نکته‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود، مفهوم «تعلیق هویت» (Moratorium) است.

تعلیق هویت به این معناست که شما فعالانه در حال جستجو هستید، اما هنوز به یک تعهد نهایی نرسیده‌اید. این وضعیت، برخلاف تصور عموم، یک شکست نیست؛ بلکه یک فضای تنفسِ روانی است که برای ساختن هویت عمیق و اصیل به آن نیاز دارید. کسانی که بدون این دوره جستجو، سریعاً یک هویت را می‌پذیرند (مثلاً شغلی که والدین‌شان خواسته‌اند)، اغلب در میانسالی دچار بحران‌های شدیدتری می‌شوند.

علم پشتِ تغییر: چرا مغز شما هنوز «در حال بارگذاری» است؟

شاید با خود بگویید: «این حرف‌ها فقط برای دلداری دادن است.» اما به عنوان روانپزشک، می‌خواهم شما را با حقایق زیست‌شناختی مغزتان آشنا کنم. احساس بی‌ثباتی شما در اوایل جوانی، ریشه در ساختار مغز دارد، نه در ضعف اراده‌ی شما.

۱. کورتکس پیش پیشانی: مدیر اجرایی که هنوز کاملاً مستقر نشده

بخش جلویی مغز شما که مسئولیت‌های سنگینی مثل برنامه‌ریزی بلندمدت، کنترل تکانه و تصمیم‌گیری منطقی را بر عهده دارد، «کورتکس پرفرونتال» (Prefrontal Cortex) نامیده می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهند که این بخش تا حدود ۲۵ سالگی (و گاهی دیرتر) به بلوغ کامل نمی‌رسد.

وقتی در ۲۲ سالگی احساس می‌کنید نمی‌توانید برای ۱۰ سال آینده تصمیم بگیرید، کاملاً حق دارید. سخت‌افزار مغز شما هنوز در حال نصب آخرین آپدیت‌های خود است. انتظار داشتنِ ثبات کامل در این سن، مثل این است که از ساختمانی که هنوز سقف ندارد، انتظار داشته باشید شما را از باران محافظت کند.

۲. معجزه‌ی انعطاف‌پذیری عصبی (Neuroplasticity)

یک خبر خوب دیگر هم دارم: مغز شما در این سن در اوج دوران «انعطاف‌پذیری عصبی» خود قرار دارد. این یعنی چه؟

  • هزینه‌ی تغییر پایین است: تغییر مسیر شغلی یا یادگیری مهارت جدید در دهه ۲۰، بسیار سریع‌تر از دهه ۴۰ اتفاق می‌افتد.
  • هویت شما خشک نشده است: شما مثل سیمانی هستید که هنوز خیس است و می‌توانید به هر شکلی درآیید.

بنابراین، وقتی شغل‌تان را عوض می‌کنید یا بعد از دو سال متوجه می‌شوید رشته تحصیلی‌تان را دوست ندارید، شما «وقت تلف نکرده‌اید»؛ بلکه مغزتان را با داده‌های جدید سیم‌کشی کرده‌اید. این تغییرات، سرمایه‌گذاری برای فصل‌های بعدی سریال زندگی شماست.

گذار از عکس به سریال: چگونه هویت سیال خود را بپذیریم؟

اگر پذیرفته‌ایم که هویت ما یک پروسه در حال تغییر است و مغز ما برای این تغییر برنامه‌ریزی شده، گام بعدی یادگیری مدیریت این پروسه است. به جای مقاومت در برابر جریان، باید قایق‌رانی را یاد بگیریم.

۱. پذیرش «خودِ سیال» و تمرین شفقت به خود

بزرگترین مانع در مسیر پذیرش هویت سیال، صدایی است که مدام ما را قضاوت می‌کند. برای خاموش کردن این صدا، این تمرینات روانشناختی را انجام دهید:

  • تغییر زبان درونی: به جای گفتن «من در این کار شکست خوردم»، بگویید «این مسیر به من آموخت که …». هر تغییر، یک سرمایه هویتی (Identity Capital) برای آینده است.
  • تنفس لحظه‌ای: هر زمان که حس سردرگمی آمد، به جای فرافکنی، یک لحظه بایستید. از خود بپرسید: «در این لحظه از خودم چه انتظاری دارم؟» و سپس این انتظار را با یک مهربانی غیرقابل مشروط جایگزین کنید.
  • مقایسه ممنوع: به خود یادآوری کنید که سریال زندگی شما، ژانر و کارگردان متفاوتی نسبت به دیگران دارد. هیچ دو فیلم‌نامه‌ای یکسان نیستند.

شفقت به خود یک مهارت است که به شما اجازه می‌دهد از اشتباهاتتان درس بگیرید، نه اینکه برای آن‌ها خود را مجازات کنید.

بحران هویت جوانی

۲. تدوین فصل‌های جدید: مدیریت استعفاها و شروع‌ها

تغییر مسیر (شغلی، تحصیلی یا عاطفی) اغلب با احساس گناه همراه است، انگار که یک تعهد را زیر پا گذاشته‌ایم. اما در واقع، شما دارید یک فصل را با احترام به پایان می‌رسانید تا فصل دیگری را با انرژی بیشتر آغاز کنید.

برای مدیریت این گذارها، این نکات را در ذهن داشته باشید:

  1. مراسم خداحافظی: یک یادداشت کوتاه بنویسید و توضیح دهید که فصل قبلی زندگی‌تان چه چیزی به شما آموخته است. این کار به ذهن شما کمک می‌کند تا پروسه را کامل شده ببیند.
  2. تعریف جدید از موفقیت: موفقیت را از «ثبات» به «رشد» تغییر دهید. موفق‌ترین افراد کسانی نیستند که هرگز مسیرشان را عوض نکرده‌اند، بلکه کسانی هستند که در طول مسیر، توانسته‌اند خود را بازتعریف کنند.

کلام پایانی: صبر و مهربانی با خود، بهترین نقشه‌ی راه

در پایان این مسیر، مهم است که پیام اصلی را یک بار دیگر درونی کنید: هویت شما قرار نیست یک «عکس ثابت و تمام‌شده» باشد. این یک انتظار غیرانسانی است که اضطراب شما را افزایش می‌دهد و شما را از زیبایی پروسه‌ی رشد محروم می‌کند.

به جای قضاوت، در آینه به خودتان نگاه کنید و بپذیرید که در حال بازی در یک سریال بلندمدت و جذاب هستید. این سریال پر از پیچیدگی، بازیگران جدید و فصل‌های غیرمنتظره است. این انعطاف‌پذیری، نه ضعف، بلکه بزرگترین قدرت شما در دنیای متغیر امروز است.

در هر فصلی که هستید، به خودتان اجازه جستجو، تغییر و اشتباه بدهید.

شما در کدام فصل هستید؟

حالا که با این دیدگاه آشنا شدید، لحظه‌ای تأمل کنید. از قضاوت فاصله بگیرید و با مهربانی بپرسید: «سریال زندگی من اکنون در کدام فصل قرار دارد؟» شاید فصل آزمایش، شاید فصل استراحت یا شاید فصل یک شروع بزرگ. مهم این است که آن را بپذیرید و با کنجکاوی منتظر فصل بعدی باشید.

پاسخی بگذارید

تبلیغات

در حال بارگذاری نوشته بعدی...
فالو
پرطرفدار
مطالب تصادفی
در حال بارگذاری

ورود تا 3 ثانیه دیگر...

ثبت‌نام تا 3 ثانیه دیگر...