
آیا تا به حال احساس کردهاید که در یک مسابقه نابرابر گیر افتادهاید؟
جایی که نیمی از دوستانتان در حال ارسال کارت دعوت عروسی هستند و نیم دیگر با کولهباری از تجربههای تلخ، از عشق ناامید شدهاند؛ و شما درست وسط این معرکه ایستادهاید و از خودتان میپرسید: «آیا من عقب ماندهام؟»
اگر اوایل دهه ۲۰ زندگی خود را سپری میکنید، این احساس سردرگمی تنها متعلق به شما نیست.
به عنوان یک روانشناس بالینی، بارها مراجعانی را دیدهام که زیر بار فشارِ «پیدا کردن نیمه گمشده» و همزمان «ساختن آینده شغلی»، دچار فرسودگی عاطفی شدهاند. رسانهها و شبکههای اجتماعی با نمایش تصاویری رمانتیک و بینقص، فانتزیهایی را در ذهن ما کاشتهاند که با واقعیت پرنوسانِ این دوران همخوانی ندارد.
در این مقاله تخصصی، قرار است لنز دوربینمان را تمیز کنیم و نگاهی شفاف، علمی و البته واقعبینانه به روابط عاطفی در اوایل ۲۰ سالگی بیندازیم. هدف ما این است که به شما کمک کنیم تا با تنظیم انتظارات خود، از آسیبهای احتمالی جلوگیری کنید و کیفیت روابطتان را افزایش دهید.
قبل از اینکه بخواهیم در مورد پارتنر یا شریک عاطفی صحبت کنیم، باید بفهمیم در مغز و روانِ خود شما چه میگذرد. از نظر علم روانشناسی، شما در دورهای به نام «بزرگسالی نوپدید» (Emerging Adulthood) قرار دارید. جفری آرنت، روانشناس برجسته، این دوره را زمانِ «کاوش در هویت» و «تمرکز بر خود» مینامد. اما این موضوع چه ربطی به عشق دارد؟
بسیاری از جوانان فکر میکنند که رابطهای که در ۲۲ سالگی شروع میکنند، لزوماً باید به ازدواج و تعهد مادامالعمر ختم شود و اگر نشود، شکست خوردهاند. اما واقعیت روانشناختی چیز دیگری است:
اریک اریکسون، نظریهپرداز بزرگ روانشناسی رشد، معتقد بود که انسانها در مراحل مختلف زندگی با بحرانهای خاصی روبرو میشوند. چالش اصلی سنین جوانی، «صمیمیت در برابر انزوا» است. اما نکته کلیدی که اکثر افراد نادیده میگیرند این است که این مرحله دقیقا بعد از مرحله «هویتیابی» قرار دارد.
این به چه معناست؟ به زبان ساده:
تا زمانی که ندانید «من چه کسی هستم؟» (ارزشها، اهداف و باورهای من چیست)، نمیتوانید به درستی بفهمید که «چه کسی مناسب من است؟».
بسیاری از تعارضات و جداییهای دردناک در اوایل ۲۰ سالگی، ناشی از بد بودن آدمها نیست؛ بلکه ناشی از این است که دو نفر با هویتهای شکلنگرفته سعی میکنند در یک قالبِ سفت و سختِ متعهدانه قرار بگیرند. وقتی یکی از طرفین رشد میکند و تغییر مسیر میدهد، رابطه دچار تنش میشود.
بنابراین، اگر در رابطهای هستید و احساس میکنید هنوز خودتان را نمیشناسید، این یک زنگ خطر نیست؛ بلکه دعوتی است برای اینکه قبل از حل شدن کامل در «ما»، روی ساختن «من» تمرکز کنید.
فرهنگ عامه، فیلمهای کمدی-رومانتیک و اینفلوئنسرهای اینستاگرام، ناخودآگاه بذرهایی از انتظارات غیرواقعی را در ذهن ما کاشتهاند. به عنوان یک روانشناس، معتقدم که اولین قدم برای داشتن یک رابطه سالم در دهه ۲۰ زندگی، سمزدایی از این باورهای غلط است.
این فشار زمانی، یکی از بزرگترین دشمنان سلامت روان شماست. وقتی با این ذهنیت وارد رابطه میشوید، هر اختلاف نظر کوچکی را به عنوان یک فاجعه میبینید و به جای لذت بردن از لحظه، مدام در حال ارزیابی طرف مقابل برای «تمام عمر» هستید.
واقعیت روانشناختی: انسانها در این دهه بیشترین تغییرات شخصیتی را تجربه میکنند. کسی که در ۲۰ سالگی برای شما جذاب است، ممکن است در ۲۸ سالگی با ارزشهای جدید شما همخوانی نداشته باشد. به جای جستجوی «نیمه گمشده ابدی»، به دنبال شریکی باشید که همسفر خوبی برای مسیر فعلی رشد شماست.
بسیاری از مراجعین جوان من، زمانی که تپش قلب اولیه و هیجانهای شدید فروکش میکند، تصور میکنند که عشق تمام شده است. آنها «شیدایی» (Limerence) را با «عشق» اشتباه میگیرند.
واقعیت روانشناختی:

در دورانی که ما هنوز در حال شکل دادن به ارزشها و مرزهای شخصی هستیم، تشخیص یک رابطه سالم از یک دلبستگی ناسالم بسیار دشوار است. این چکلیست نهایی به شما کمک میکند تا روی سلامت رابطه خود سرمایهگذاری کنید و از وابستگیهای مخرب دوری کنید.
به دنبال این ویژگیها باشید؛ اینها نشانههایی از بلوغ عاطفی و آمادگی برای یک رابطه پایدار در آینده هستند:
اگر با این الگوها در اوایل ۲۰ سالگی مواجه شدید، به آنها توجه جدی کنید. این الگوها نشاندهنده یک رابطه پرچالش یا سمی در آینده هستند:
ما در این مقاله تخصصی درک کردیم که عشق در اوایل ۲۰ سالگی، یک مفهوم ثابت و سفت و سخت نیست. این دوران پر از یادگیری است. اگر الان در رابطهای هستید، از آن به عنوان یک آزمایشگاه استفاده کنید تا بفهمید چه چیزی را دوست دارید، چه چیزی را دوست ندارید و مرزهای شما کجاست.
قانون طلایی را به یاد داشته باشید: هدف اصلی این دهه، رسیدن به هویت فردی قوی است تا بتوانید رابطهای بر پایه انتخاب آگاهانه داشته باشید، نه بر پایه نیاز و ترس از تنهایی.
خودتان را بپذیرید: طبیعی است که سردرگم باشید. این سردرگمی بخشی از مسیر رشد شماست. به جای اینکه خودتان را برای پیدا نکردن «آن شخص بینقص» سرزنش کنید، از تلاشهایتان برای تبدیل شدن به «بهترین نسخه از خودتان» قدردانی کنید.
«بزرگترین انتظاری که در ۲۰ سالگی از یک رابطه داشتید و حالا فهمیدهاید غیرواقعی بوده، چه بود؟»
نظرات شما میتواند چراغ راهی برای دیگران باشد.
همچنین میتوانید مقالات دیگر ما در مورد مهارتهای حل تعارض و اهمیت دلبستگی ایمن را مطالعه کنید.