بازنشر, , گوگل پلاس, پینترست,

پرینت

ارسال شده در:

ازکجا بفهمیم پسری دوستمان دارد؟

آیا او مرا دوست دارد؟

علاقه خاصی به پسری دارم اما مطمئن نیستم که این احساس متقابل باشد. احساس می‌کنم او هم به من توجه دارد اما نمی‌دانم این احساس واقعی است یا زاییده خیالاتم؟

در این پست می‌خواهم چندین راه را به شما نشان دهم تا مطمئن شوید که پسر مورد نظرتان واقعا به شما علاقه مند است یا نه!

۱٫ زبان بدن (یا همان رفتار غیرکلامی) طرف مقابل را بررسی کنید. زبان بدن می‌تواند “حرف‌های بزرگی بگوید”. شما با توجه به زبان بدن می‌توانید درباره احساسات او اطلاعاتی بدست آورید. جالب است بدانید که متخصصان رفتاری بر این باورند که باوجود اینکه دختران در حدود ۵۲ رفتار بدنی برای نشان دادن علاقه  خود به پسرها دارند، این تعداد در پسران تنها حدود ۱۰ حرکت رفتاری است. با توجه به نظریه زبان، می‌توانید حدس‌هایی بزنید! اما با همه این‌ها، هنوز هم نیاز به دانستن چیزی که به دنبالش هستید دارید، و به یاد داشته باشید که هر حدس اشتباه می‌تواند منجر به شرمساری شما شود.

  • او زیاد به شما خیره میشود. سعی میکند به شما نزدیک شود.
  • مسیر دست ها، پاها، ساق پا، پا، و … او به سمت شما اشاره دارد، این می‌تواند یکی از  نشانه های علاقه مندی باشد که به صورت ناخودآگاه بوجود می‌آید.
  • او شروع به آراستن خود می‌کند. ژاکت مناسب می‌پوشد. کفش هایش را واکس می‌زند. شاید او را موقعی که با دستش موهایش را مرتب می‌کند یا بند کفش‌هایش را می‌بندد ببینید.
  • اگر او شما را دوست داشته باشد، به ندرت ممکن است که به شما پشت کند، اغلب متمایل به شما است.

در رابطه با زبان بدن بیشتر بخوانید.

۲٫ به تماس‌های چشمی توجه کنید. همانطور که قبلا اشاره شد، پسری که به شما علاقه مند باشد بیشتر به شما نگاه می‌کند حتی گاهی مخفیانه. اگر او خجالتی باشد، ممکن است سعی کند نگاه خود را از شما دور کند، اگر شما نگاه او را کنترل کنید ممکن است به طور ناگهانی سر خود را به اطراف برگرداند. برای آزمایش علاقه، به مدت چهار ثانیه به او خیره شوید، و سپس به جای دیگری نگاه کرده و پس از مدتی دوباره به او نگاه کنید – اگر او ارتباط چشمی را با شما حفظ کرد یا افزایش داد، او به شما علاقه مند است. اگر چشمان او به دهان شما خیره بود، او قطعا علاقه مند است. اگر نگاه او به شما مانند دیگران است یا اینکه تماس چشمی با شما را قطع می‌کند، احتمالا به شما علاقه ندارد.

  •  او به شما زل می‌زند و محو شما می‌شود. این نشانه دوست داشتنتان است.
  • مراقب باشید نگاه پسر خجالتی را با یک نگاه معمولی اشتباه نگیرید. پسر خجالتی که شما را دوست دارد، دوباره به شما خیره می‌شود . صبور باشید!
  • اگر شما او را دوست نداشته باشید، تماس چشمی او ناراحت کننده خواهد بود. در این هنگام تماس چشمی را قطع کرده و به مکان دیگری بروید.
  • هر وقت که او به شما نگاه می‌کند لبخندی می‌زند یا اینکه کاری میکند که لحظه ای شما را خندان ببیند، این بدان معنی است که او می‌خواهد در شما حس خوبی ایجاد کند.

۳٫ به حرف‌هایش گوش کنید. اگر او شما را دوست دارد، او احتمالا می‌خواهد در مورد خودش با شما صحبت کند. بسیاری اوقات، پسرها نیاز دارند تا خود را اثبات کنند، به خصوص اگر شما در مورد یک پسر دیگر با او صحبت کنید. علاقه او را در صحبت‌هایش می‌توانید بیابید.

۴٫ داشتن رفتار متفاوت از دیگران با شما یکی از نشانه های دوست داشتن شما است. در رفتار او دقت کنید و ببینید آیا ارزش بیشتری به شما می‌دهد یا نه!

۵٫ منتظر باشید تا علایق ناگهانی او را در مورد چیزهایی که دوست دارید را ببینید. مثلا علاقه به سبک یا گروه خاصی از موسیقی که شما به آن علاقه دارید. یا صحبت درمورد برنامه تلویزیونی مورد علاقه شما و … اینها می‌توانند نشانه هایی باشند که او شما را دوست دارد.

۶٫ وجود نشانه های دست‌پاچگی را ببینید. رفتارهای غیرعادی، خنده های با استرس، عرق کف دست، کشیدن نفس عمیق، بی‌قراری و … همه می‌توانند نشانه هایی از علاقه او به شما باشند. اینها نشان می‌دهند که او سخت در تلاش است تا با شما ارتباط نزدیکتری برقرار کند.

۷٫ به دوستانش توجه کنید. اگر آنها از علاقه او به شما مطلع باشند، ممکن است زمانی که شما در اطراف او هستید، او را دست بیاندازند یا به سوی شما اشاره کنند و یا حتی سعی کنند او را پیش شما دوست داشتنی جلوه دهند. این را به یاد داشته باشید که هیچ گاه از دوستان خود برای انتقال پیام یا ابراز محبت به فرد مورد علاقه تان استفاده نکنید. این می‌تواند از شما یک احمق بسازد.

۸٫ آیا او شما را دنبال کرده و از شما تقلید میکند؟ اگر شما متوجه شدید که او حرکات شما را به طور مکرر کپی می‌کند، احتمال زیاد وجود دارد که او به شما علاقه مند است.

۹٫ به سخنان کنایه آمیز توجه کنید. سخنانی که برای جلب توجه شما و گاها با شوخ طبعی بیان میشوند میتوانند حاوی نشانه هایی برای دوست داشتن شما باشند.

۱۰٫ اگر او عضو شبکه های اجتماعی باشد، می‌توانید با دنبال کردنش به احساسات درونی او دست یابید. البته بعضی از افراد بدون هیچ حسی به کسی، عادت به ارسال پست های عاشقانه دارند. همینطور احتمال دارد او به کس دیگری علاقه مند باشد.

۱۱٫ بعضی‌ها معتقد هستند که دانستن اینکه پسری دوستشان دارد، چندان برای دختران مفید نیست و حتی می‌تواند زندگی آنها را با مشکلاتی روبرو کند. پس شاید بهتر باشد، بی‌خیال این پست شوید!

شما چه فکر می‌کنید؟ تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید!

[error]پیغام مدیر: پیش‌بینی می‌شود افزایش نظرات این پست باعث اختلال و مشکلاتی در پایگاه داده شود. به همین دلیل بخش نظرات این پست بسته شده و پس از چند روز تمامی نظرات حذف خواهد شد.[/error]

[notice]وب‌سایت پرسش و پاسخ عروسیم افتتاح شد! Aroosim.ir منتظر حضور گرمتان هستیم ;)[/notice]

 

نوشته شده توسط حسین قبیله

کارشناس نرم‌افزار رایانه از دانشگاه پیام‌نور، دوستار فناوری‌های پیشرفته، عاشق طبیعت و ...

144 posts

2,019 Comments

پاسخی بنویسید
  1. ببخشیدشایدبگی این دختره دیونه است که هرداستانشوچندبارنوشته اما هربارکه می نوشتم حذف می شدن امروزدیدم که همشون سرجاشونن دوستای خوبم اگه شماهم نظری دارین بگیدبایدتکلیف خودموبااین احساس معلوم کنم اگه دوسم نداشته باشه بایدفراموشش کنم گرچه ۸/۹سال واسه فراموشی کم نبود.دوست داشتنه دیگه تاابدتودلت می مونه

  2. شوکا دیدم تو کامنت قبلی چ هنر نمایی کردی ولی دیگه حوصله کل کل با تورو ندارم هرجججوری ک دوس داری واسه خودت فکر کن.تازشم جوجه در حدی نیستی ک ب خونت تشنه باشم گنده تر از تو رو سوسک کردم تو رو ک دیگه زیر میکروسکپم نمیشه دید مفهههههههوم.

    • نخیرنفهمیدم اقاامیرعلی ولی بدون توام مالی نیستی باشخصیت من ازاون دخترایه احساساتی نیستم ک واسه کوچک ترین چیزمیزنن زیر گریه بامن درنیفت بدمیبینی.سوسک تویی……من جایه فیروزه میشدم موشت میکردم…..

      • منم فهمیدم ک اون خر پوستاشی(البته پسرا خرپوستت کردن)ک حوصله کل کل باهات ندارم درضمن داهاتی منم از اون پسرا تیتیش مامانی نیستم ک کم بیارم من اون دخترایی رو ک ادعاشون میشد لاتنو هیچ وقت کم نمیارن وقتی میشنیدن من میخوام بیام ی جوری جیم میزدن تو دیگه جای بچه مو داری اگه بدونی من با کیا بودمو کجا ها رفتم جیکت در نمیومد بعدشم فیروزه رو با خودت قاطی نکن اون عقل و شعورش از توبیشتره.دیگه حرف نزن ک حوصله زر زدنتو ندارم.

  3. امیر علی جون اونایی رو که واسه بهار جون نوشتی خوندم .اخه من دوستاشو زیاد نمیبینم که بتونم همچین حرفی بزنم حتی یک کلمه هم با پسره حرف نزدیم, فقط نگاهمون چشمی بوده اخه چه جوری اون کار رو انجام بدم.

    • سارا حالا چرا میخوای حالشو بگیری اون ک کاری نکرده بعدشم خانومی میدونی چرا اون پسره ازت دور شد چون زیاد جلوش ظاهر شدی حالا چیزی گفتی یا ن فرقی نداره ک این کارت ب شدت کار غلطیه باید یه بار پسری ک تو رو دید غیر قابل دسترس شی و اون لحظه خودتو کمی بی تفاوت نشون بدی ک ما پسرا از این حرکت دخترا خوشمون میاد چون فک میکنیم ک این دختره چی بارشه ک اینجور ب نگامون کم توجه بود وهمین جور کنجکاویمون گل میکنه تا وقتی میبینیم ک بد جور بهش وابسته شدیم اینم سیستم عاشقی ما اگه اینجور باشی حالا اون پسره شاید ن ولی کسی دیگه ببین چ جور میاد سمتت.

  4. ممنون داداش که ج دادی میشه بگی از کجا اینقدر مطمئنی بگو تا منم مطمئن بشم.دوستان دیگه لطفا شما هم نظر بدین مرسسسسسسسسسسسسسسسسسسیییییییییییییییییییی

  5. دوستان چیزی شده که بعدا براتون تعریف میکنم خواهشا ج اون مطلب وکه راجب/بسر عموم/بود بخونین امشب حتما ج بدین خواهش.امیر علی جان لطفا تو هم ج سوالمو امشب بده مرسیییییییییی از همتون.

  6. خواهش مهدیه جون وظیفه بود بس به نظر تو این چیزایی که گفتم میتونه نشونه دوس داشتن باشه؟بعدم عزیزم این خصلت خیلی از بسرا هستش که خودشونو میگیرن راستش اگه نظر منو میخوای ۱طوری امتحانش کن که خیالت راحت بشه منظورم از امتحان این نیست که با ۱خط دیگه اس بدی امتحانش کنی این خیلی بچه بازیه/بعدم تو میگی احساست میگه دوست داره احساس ادما هیچ وقت دروغ نمیگه البته اگه از ته قلب باشه اگه احساست واقعا قلبیه شک نکن.

    • فیروزه خانم تا چن روز پیش به ما میگفتی که بیکاریم. اونوقت شما, اینجا؟ قرار نیست که اگه تو از پسری بدت بیاد فکر کنی که همه پسرا بدن , همه جای دنیا هم ادم خوب هست هم ادم بد, درسته که ما دخترا احساساتی هستیم ولی قبول کن که پسرا اصلا دوس ندارن کسی بهشون توهین کنه اونا هم به غرورشون برمیخوره خانمم.

  7. سلام مهان جان من تازه امروز بستت رو خوندم به نظر من دوست داره اما نه اونقدر که دیوونت باشه واز دوریت دق کنه البته شایدم اولشه البته من نوع نگاهشو نمیدونم من این نظرو با فرض این که نگاهش باکه دادم نظر خودت چیه؟به نظرت نگاهش باک بود یا از روی……..؟به همه این طوری نگا میکنه یا فقط به تو؟

  8. اره مینا جون شاید تو راس بگی اما ۱/غیر از ما عمو های دیگم هم اونجا زندگی میکنن اما اصلا خونه اونا رو نگا نمیکنه بعدم امیر در واقع بسر عموی بابامه اما این رفتارا تو خونواده ما عادی نیست اون حتی با دختر عموی خودشم این طوری نیست که با من هست

  9. سلام بچه ها لطفا کمکم کنید چه جوری یه پسر متوجه میشه که دختر هم بهش علاقه داره لطفا کمک کنید مخصوصا امیرعلی و امیرحسن ممنون

    • سلام تینا وقتی پسره متوجه میشه ک مثلا توجمعی باشن دختره بهش نگاه میکنه(نگاه متفاوت وطولانی) یا طرفداری ازش میکنه,هرجا باشه اون میاد نزدیکش و….خیلی چیزای دیگه ک تو اون لحظه میشه فهمید ک دختر دوست داره.

    • ببین تیناجون اگ واقعابش علاقه قلبی داری طرف مقابل خودش متوجه میشه چرا؟چون چشات وقتی باش روبرومیشی برق میزنه.طرزراه رفتنت متوجه میشه.لبات گل میندازه.قلبت تن تن میزنه انرزیت بش انتقال بیدامیکنه…………

  10. راستی بچه ها من تینامtina نسیتم من قبلا هم پی ام داده بودم راستی tinaجون اگه میشه ی پسوندی چیزی بذار کنار اسمت اجی که جواب هامون باهم اشتباه نشه ممنون

  11. سلام آرام جون نگاه هوس آلودومیشناسم نگاش اینجوری نبود اون روزدوستم باهام بوداون بهم می گفت یه جوری نگاه می کنه که دیگران متوجه نگاهش به تونشن دوستم تابه حال ندیده بودش اولین بارهمون موقع دیدش می گفت لحظه ای که به آقایون درتالارنگاه کردم حدس زدم این باشه چون هرازگاهی نگات می کرداماجوری که کناریاش متوجه نشن

  12. سلام آرام جون نگاه هوس آلودومیشناسم نگاش اینجوری نبود اون روزدوستم باهام بوداون بهم می گفت یه جوری نگاه می کنه که دیگران متوجه نگاهش به تونشن دوستم تابه حال ندیده بودش اولین بارهمون موقع دیدش می گفت لحظه ای که به آقایون درتالارنگاه کردم حدس زدم این باشه چون هرازگاهی نگات می کرداماجوری که کناریاش متوجه نشن .آرام جون شک نکن دوست داره به خصوص که می گی بابقیه این جوری برخوردنمی کنه اخه جرابایداسم توروروی ماشینش بنویسه عزیزم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  13. سلام آقاامیرعلی مثل اینکه بایدهمه چی روبرات تعریف کنم .اماقبل ازاون بهت بگم این آقاباسیاست ترین پسریه که توعمرم دیدم.پسرعمم که باایناخیلی برخوردداره بهم گفت که خیلی مارموز وباسیاسته.شهریورسال گذشته عروسی خواهرم بوددماباخانواده خواهرش قبلا خیلی رفت امدداشتیم یکی ازخواهرزاده هاش به اسم رضاکه ۴/۵ سال ازمن کوچکتره روز خاستگاری خواهرم شمارموگرفت دومادمامیشه پسرعموی رضا. وبرادررضا(امیرحسین )قبلا به دومادمون که پسرعممه گفته بودمنودوست داره.من چون ازبچگی بارضابزرگ شدم وبچه ترازخودم بودشمارمودادم وهمیشه توی پیامام بهش می گفتم جوجه. داداشی .اماهیچ وقت به بهش نمی گفتم گلم .نفس.عزیزمو…امااون همیشه این جوری منوخطاب می کرد.شماره ی منوجزخانوادم کسی نداشت حتی صمیمی ترین دوستام روزبعدازعروسی یکی مزاحمم شدشک نداشتم که اینان.چندماه بعدبه رضاگفتم. اونم خی..لی ناراحت شدوگفت من شمارتوبه کسی ندادم .منم گفتم این شماره ی مزاحمه مطمینم آشناست برام پیداش کن.اونم منودورزدچون کارخودشون بود.به سعیده خواهررضا گفتم شماره ی داییاتوبرام بفرست بایداوناباشن گفتم من صدای مزاحموازپشت تلفن تشخیص میدم به هرکدوم ازداییاش زنگ زدم جواب ندادبه جز مهدی.گفتم سلام .مهدی مکس کردوگفت سلام مهان.امامهان روخیلی آروم گفت واسه همین من شک کردم که گفته مهان و خیلی معمولی ادای کسایی رودرآوردم که اشتباه گرفتن واونم گفت اشتباه گرفتین.داداشم کنارم بودبهم گفت شک ندارم که بهت گفته مهان. منه ساده هم حسابی حول کردم وبه سعیده زنگ زدم وگفتم وای سعیده منوشناخت آخه این چه جورجونوریه که صدای منوازپشت تلفن تشخیص داده تازه به فرض این که منوشناخته چقدرخودمونی بهم گفته مهان.خانومشوخورده.گفتم اگه بهت چیزی گفت بگواشتباهی گرفته.چقدرخربودم که نفهمیدم خواهرزاده ودایی دستشون تویه کاسه هست.بعدازیه هفته سعیده بهم گفت داییم شب یلدااومده خونمون موقع خداحافظی گفته به مهان بگواین کاراواسه یه دخترخیلی زشته وتااومدم براش توضیح بدم گفته که دیگه درموردش بامن صحبت نکن دیکه اسمشونیار.نمیدونی چقدرگریه کردم سعیده که دیدخیلی حالم خرابه وگریه می کنم گفت باباشوخی کردم اصلانشناختت بهم گفته یه کم ازیتش کن بعدبهش بگو.البته من به سعیده گفته بودم که ۸ سال پیش به داییش علاقه داشتم وگفتم که داییشم منودوست داشته اماالان هیچ شناختی درموردش ندارم درمردادمیم که نمی شناسم نظری ندارم.شک ندارم به داییش گفته.بعدازمدتی رابطم سریه موضوعی بارضابهم خوردوبهش گفتم که دیگه به این شماره نه پیام بده نه زنگ بزن اونم برام نوشت یه روز بهم پیام دادی یه نفرکنارم بوده بهم گفته این درشآن تونیست که بهش پیام میدی البته بایدبگم توی تمام این مدت پیامای من یاآیه ی قران درموردعفاف وپاکدامنی بودیاشریعتی همیشه حدخودمورعایت می کردم وهمیشه رضارونصیحت می کردم ومی گفتم دنبال دختربازی نرو اما اون به چشم یه خواهربه من نگاه نمی کردپسرعمم می گفت احتمالامهدی بهش گفته تودرشآنشون نیستی. یکی دوهفته بعدرفتم خونشون اون شب همون جاخوابیدم سعیده خیلی سعی کرداز زیرزبونم بکشه که آیا به کسی علاقه دارم یانه وهمون شب عکس داییشو نشونم دادهمون شب بهم گفت که منهوس دوران بچگی داییشم وعروسی خواهرم مایه دوست یزدی داشتیم که اومده بودن. سعیده بهم گفت نظرت درمورداون پسره یزدی که مهمونتون بودچیه. امیرعلی شک ندارم که سعیده حتی به چشمم اونوندیده شک ندارم که مهدی ازش خواسته آماربگیره وآماراون پسرهمسایمون که ۸سال پیش ازش تعریف کردم ومهدی درجواب تعریفای من بهم گفت اکه خیلی دوسش داری برو باهاش ازدواج کن ودیگه هم باهام حرف نزد وخیلی دلخورشد.هنوز که هنوزه اونم اون پسره روفراموش نکرده بود.حقیقتا من شایدسالی یه بارببینمش اونم شایدامااحساس می کنم سعی می کنه وقتی یه جایی واستادم مثلا کناخواهرش به یه بهونه بیادطرفمون یه سوال بپرسه وبره خیلی باحتیاط برخورد می کنه اگه بهم علاقه هم داشته باشه سعی می کنه پنهانش کنه میدونه من حواسم بهش هست دیگه خیلی سوتی دادم اما هنوزبه روی سعیده نیاوردم که میدونم همه چیزو به داییش میگه

  14. ازرابطه ی من ورضاخواهرم دومادمون وداداشام باخبربودن چون قبل ازاین که ارتباطی برقرارکنم بادومادمون مشورت کردم امااون یکی پسرعمم که بیشتر باهاشون برخوردداشت بهم گفت اشتباه کردی .خودم حدس میزنم اگه مهدی گفته من درشآنشون نیستم به خاطراینه که میدونسته رضاداره ازمن سواستفاده می کنه ومیدونسته من قصدم دوستی نبوده ومی خواسته یه جوری مخ رضاروبزنه که بی خیالم بشه درضمن اون شب که تعقیبم کردن وقتی رسیدم خونه رضاپیام دادخوبی عزیزم. منم چون باهاش قهربودم جوابشوندادم البته مهدی کنارش بود. ووقتی تعقیبم می کردن من متوجه نشدم از کارخدا پسرعمم توخیابون دبده بودشون ومهدی ورضا منوباماشین تعقیب می کردن وپسرعمم اوناروتعقیب می کرد پسرعمم بهم گفت قصدشون دوستیه اما بایدبهت بگم یه روده ی راست توشکمش نیست وپسرعمم منمودوست داره وخیلی به خانواده ی اینا حسودیش میشه قبل از تمام این ایفاقایه باتاتونست بده مهدی روبهم گفت ومن متعجب بودم که چرااینقدبدشومیگه .حتی یه باربه دروغ به رضاوگفته بود من سرطان دارم واین حرف توفامیل پیچیددعواش کردم که چرا این حرفو زده گفت می خواستم بدونم چقدر رضا دهن لقه .دروغ گفت.یه چیزی بین پسرعمم ومهدی هست شایدشنیده مهدی بهم علاقه داره اما مهدی باسیاست ترازاون حرفاست که به کسی احساسشوبگه. درضمن سعیده قبلا ازامیرحسین خیلی تعریف می کردوهمش می گفت توعروس مایی اما بعدازاین قضیه دیگه شدم زن داییش وتاتونست ازش تعریف می کرد.ماآخرش نفهمیدیم چه خبره.کی راست میگه. کی دوسم داره کی سرکارم گذاشته اما عشق امیرحسین پاکه ولی من دوسش ندارم

  15. راستی یادم رفت بگم اون شب که خونه ی سعیده اینا بودم متوجه شدم که مهدی خیلی تاکیدداشته که من بدونم می خواسته ازیتم کنه وحالموبگیره.درضمن ماوقتی بچه بودیم خیلی حال همومی گرفتیم وحرص همودرمیاوردیم.ویه سوتیه دیگه ای که دادم وقتی خاطارات بچگیمونوبرای سعیده تعریف می کردم حواسم نبودتاریخ تولدمهدی روگفتم بعدشم گفتم من همه ی خاطاتموتودفترخاطراتم می نویسم وروزتولدش باداداشم یه روزیه واسه همین توذهنم مونده که بعیدمی دونم باورکنه. بلافاصله بعدازکنکورم رفتم شیرازآبجیم رفته بودخونه ی رضااینا وگفته بودکه من شیرارازم دقیقا همون روزی که ازمسافرت برگشتم رفتم خونه ی آبجیم ومهدی به علی پیام دادوسربه سرعلی گذاشت فک می کردعلی شمارشونداره علی دومادمونه. علی بهم گفت احتمالامی دونسته تواینجایی خواسته ابرازوجودکنه یابهت بگه که باما خیلی درارتباطی .علی گفت اولین باریه که بهم پیام میده والله آقاامیرمن که نفهمیدم چرامی خواسته من بدونم که می خواسته حالموبگیره وازکجافهمیده من خونه ی آبجیمم عجب چیزیه این بشرزیرآبی میره درحدتانک

  16. شوکا جان اصلا منظورمون تو نبودی من وامیر علی در مورد یه دختر دیگه حرف میزدیم چرا به خودت میگیری؟ وااااااااااااای شوکا چقدر عجولی ناراحت نشی ولی مگه ۶ ماهه به دنیا اومدی؟

    • ولش کن سارا فک کردم دختر باحالی کم کم داشت از این تقث حرف زدنش خوشم میومد ک متاسفانه اشتباه کردم.

  17. یه چیز باحال دخترخالش مهدی رودوست داره اینوصمیمی ترین دوست دخترخالش بهم گفت بیچاره نمی دونست من مهدی رومیشناسم چندهفته ی پیشم پسرعمم ومهدی ورضاوامیرحسین رفته بودن بیرون پسرعمم به رضاگفته بود تواینقدبچه وبی ظرفیتی که یکی روت حساب خواهربرادری باز کنه ازش سواستفاده می کنی چندروز پیشم دوباره مهدی بهم زنگ زد ادای اصفهانی هارودراورد وگفت مهندس هسته گفتم اشتباه گرفتین دوباره زنک زد جواب ندادم خی…..لی حرف زدم امیدوارم واسه دونستن احساسش ایناکافی باشن

  18. سلام تینا جون به نظر من البته اگه قابلم بدونی که نظر بدم/وقتی ۱دختری ۱بسرو دوس داشته باشه در بیشتر مواقع نمیتونه نگاهشو کنترل کنه که نگاش نکنه بعد منم ۱دخترم دختر های زیادی رو هم دیدم که وقتی از ۱ بسر خوششون میاد کارای بچه گانه میکونه مثلا ۱ جوری میخواد خودشو بندازه سر راهه بسره و جلب توجه کنه و از این جور کارا اگه تو از این کارا انجام دادی بدون که طرف ۱ بوهایی برده.یا اگر دوس داشتی کارایی که کردی بگو تا بتونیم بهتر راهنماییت کنیم.

  19. دیروز که رفتم سرکارحواسم نبود مبایلم را روی میز دیگه ول کردم رفتم دنبال کارام.بعد از ی مدتی۱۰ دقیقه ی پسر دیگه ای که انجا کار میکرد مبایلم را اورد و گفت مبایلتون را بگیرید (خیلی پسر با خدایی هست).من دیدم اون پسره که گفتم همونجایی بود که مبایلم بوده فهمیدم داشته تو مبایلم فضولی میکرده میخواستم همونجا جرش بدم.هیچیش نگفتم.ی مشکل کاری برام پیش آمد صداش که زدم امد پیشم(خدا بگم چکارش بکنه صداش را مثل دخترا کرده بود)بله خانم بعدشم که…
    هنوز امد کنار میزم ی فنجان کوچیک برداشت برام چایی ریخت گزاشت رو میزم وی کمی ازم فاصله گرفت پشتش را بهم کرد وسرش را طرف میزم کرد من هم ی حالت عصبانی
    سرم را کردم توکامپیوتربهش مهل نداشتم.بعدشم گفت خانم …شیرینی خوردید من هم هیچی نگفتم در یخچال را باز کرد و ظرف شیرینی را گزاشت رو میزم …..بعدشم شیرینی را برداشت و گفت اصلا برداشتید منم گفتم،من نمیخورم
    من دختر زرنگیم درس ام هم خوبه .اما لباس پوشیدنم ساده است نه مثل گدا ها فقط اهل تیپ نیستم شاید با خودش گفته من ساده ام میتونه گولم بزنه نیازش را برطرف کنه، فکر کرده حالیش میکنم
    امیر علی درست میگی خیلی عوضیه.داره حالم ازش بد میشه (البته نه اونقدر،ی کمی دوستش دارم)چون هرخانمی میبینه باهاش گرم میگیره اگر خانمه اجازه بده با هم حسابی گرم میگیرند خاک تو سرش.ولی همه این کارا میکنه که باهام دوست بشه
    پسره با روابط اجتماعی بلا و فوق الاده خوشتیپ و خوشکل و این جور بگم از ظاهر کم نداره
    من نمیدونم چکار کنم این کوفتی گیر داده به من،،،،تو ی اتاق هم کار میکنیم .خواستم با کفشم محکم پا بزارم روکفشش و پاش پچ کنم نشد.حیف.
    من چکار کنم؟چی بهش بگم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هروزمیبینمش برام خیلی بده اخه دوسش دارم ولی او با هزار تا؟من دائم پسش میزنم.ولی خسته نمیشه .آخه چرا؟پچها چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  20. امیر علی ۱٫شما پسرا از دخترای اروم ومتین و کم حرف خوشتون میاد یا پررو و شر وشیطون وجیغ جیغو؟
    ۲٫وقتی یه دختر خیلی بهتون خیره میشه شما چه فکری در موردش میکنین؟
    ۳٫ ادرس ایمیلتو فارسی بنویس شاید حذف نکنن.

  21. امیر علی خیلی ازت خوشم امد
    خیلی باهال حرف میزنیااااا(مرداد ۲۹, ۱۳۹۲ در ۶:۱۶ ب.ظ)
    ایول داداش البته خودم هم دخترما.ولی خیلی ازت خوشم آمد
    امیر علی من نوشته های قبلی را خوندم تا اونجایی که رفته بودی رستوران و دختره پول گزاست رو میزت .اخرش چی شد؟
    اخر اخرش را بگو.منظورم الانه هم اکنون
    نظرا خیلی زیاده حال ندارم بخونم.
    امیر حسین؟تو هم بگو عاقبت بهش گفتی دوسش داری یا نه؟چی شد؟
    اگر حال ندارید،،،،،،، بگید در تاریخ چنده من برم بخونم
    ممنون

  22. ممنون اقا امیرعلی جوابمو دادین اره باباباش صمیمین هرجامنو میبینه میدوه میاد جون خجالتیه دیکه جلو نمیاد هرجاهم که باشیم منو نکاه میکنه یا وقتی من نیستم خودشو هی به مامانم نشون میده مثلا ازخودش تعریف میکنه یه با مامانم رفته بوى غداخوری از اون همه جا اومدنشست روبروی مامانم که هی نکاه میکرد به نظرت جه کارایی رو بکنیم که بسره متوجه علاقه ما بشه نکاه کنیم؟ممنون میشم

  23. سلام امیرعلی ی ی…فکر کنم اسمم (دختری هستم) بود,اشکال نداره اگه یادت نیومد…اون موقع میخواستم بدونم که معلمم دوستم داره که به چشام خیره میشه و نگاهشو قطع نمیکه؟ همونطور که اون موقع گفتم اون بعد پایان کلاس ها هیچ کاری نکرد…تا اینکه بالاخره کنکورمو دادم, یه روز دیدم عکس پروفایلمو لایک کرد و مدتی بعدش invite کرد یه پیجو لایک کنم و بهم واسه انتخاب رشته message داد(حالا نمیدونم فقط برای من فرستاده بود یا همه؟!)…منم بهش زنگ زدم و باهاش تلفنی مشورت کردم(ولی چون میترسیدم که لووو بدم که عاشقش شدم باهاش خیلی جدی و فقط راجعبه انتخاب رشته صحبت کردم!), من تا حالا هیچ کاری نکردم, فقط یه استاتوس عاشقانه گذاشتم تو پیجم, گفتم شاید بفهمه منظورم به اونه ولی اون عکس العملی نشون نداد…
    جدیدا احساس میکنم تا میفهمه من تو فیس بوکم, خودشو offline میکنه :((( به نظرت دلیلش چیه؟
    راهنماییم کنید که حالا باید چه کنم؟!

  24. باشه امیر علی منم بیخیالش میشم. ولی خودشم یه کم مقصر بود چون من اون اوایل اصلا بهش نگاه نمیکردم دوس نداشتم وابسته ش بشم سعی میکردم برم جایی بشینم که اون نباشه ولی خودش میومد روبروم, یه سری از حرکاتش خیلی تابلو بود حتی چن تا از دوستام فهمیدن, هر وقتم که با دوستاش بود وقتی میخندید با همون حالت خنده ش یه نگاهی میکرد, منم گفتم این که نگاه میکنه منم یه ذره نگاش کنم که فکر نکنه خودمو میگیرم یا اگه یه موقع خواست با من حرف بزنه روش بشه. توی این دو سال هم خیلی کم دیدمش جوریم نگاش کردم که خودش نفهمه یعنی این مدت اصلا جلوی چشمش نبودم. حالا به نظرت اون دوس دخترشو واسه زندگی میخاد؟ یعنی باهاش ازدواج میکنه؟

  25. مهان جون مطمئن باش که براش مهمی اما زیاد محلش نده این طوری کم کم جلوی بقیه هم نگات میکنه/بعد من گفتم اول اسمم رو به انگلیسی نوشته بود اما ۱از دوستام میگه که شاید تو نباشی ممکنه نه؟

  26. با سلام مرسی از سایته خوبتون و باید بگم بچه های اینجا بسیار باحال اند از جمله امیرحسین،امیرعلی،بهار و سارا متاسفانه من مشغول هسم و نمیتونم ب جمعتون بیام و بیشتر باهاتون اشنا شم،بازم مرسی موفق باشید

  27. فقط باش همین که هستی کافیست..دور از من…بدون من…چه فرقی میکنه؟؟؟؟؟گل میخری!!!خوب است برای من نیست نباشد همین که رختمان زیر یک افتاب خشک میشود کافیست….دلخوشم به این حماقت شیرین.

  28. تلخی الکل رو به جون میخرم!! فقط به خاطر اینکه موقع خوردنش بگم_به سلامتی کسی که هیچوقت متوجه نشد که چقدر دوسش دارم……..