
هر ساله در پنجم ژوئن، جهان روز محیط زیست را گرامی میدارد. روزی که در سال ۱۹۷۲ توسط سازمان ملل متحد تعیین شد تا بشریت را به تأمل درباره رابطهاش با طبیعت دعوت کند. امروز، بیش از پنج دهه پس از آن تصمیم تاریخی، هنوز با چالشهایی روبرو هستیم که گویی زمان برایشان متوقف شده است. آمارها نشان میدهند که سالانه بیش از ۸ میلیون تن پلاستیک وارد اقیانوسها میشود و دمای زمین نسبت به دوران پیش از انقلاب صنعتی حدود ۱.۱ درجه سانتیگراد افزایش یافته است.
یک زمین و هفت میلیارد آرزو، شعاری است که به مناسبت روز جهانی محیط زیست انتخاب شده است. شعاری که به مفهوم واقعی کلمه دنیای ما را تعریف می کند. هر کدام از ما با آرزوها و رویاهایمان پا به این جهان میگذاریم. هر کدام از ما ذهنی سرشار از ایده و تخیل داریم. تنها تفاوت ما با سایر حیوانات نیز در همین نیروی تفکر است. ما میتوانیم در زمینی خالی ساختمانی بلند ببینیم. در دل یک کوه سخت یک مجسمه زیبا بتراشیم. ما میتوانیم بی نهایت فکر و اندیشه داشته باشیم.
اما در واقع تعداد کمی از ما هستند که ایده هایشان را واقعا عملی میکنند و عدهی کمتری ایده های عملی شده شان در جهت حفظ زیبایی جهان پیرامونشان به کار میگیرند. شاید وقت آن رسیده باشد که به زندگی خودمان نگاه کنیم و تصور کنیم جهان بدون آرزوهای ما چه شکلی دارد؟ بله سبزتر، پرنفستر و آرامتر است. اما این آرامش در مقابل رویاهای ما تاب تحمل ندارد. پس بهتر نیست رویاهایمان را به مسیر این سبزی و آرامش سوق دهیم؟
معنای واقعی شعار امسال هم همین است. جامعه بشری پذیرفته که نمیتواند به انسانها بگوید تخیل نداشته باشند و از آن مهمتر تخیلها و رویاهایشان را فدای نگه داشتن طبیعت کنند. چون ذات رویا گریزپذیر است و نمیتوان آن را در یک قالب محدود کرد. اما میتوان تخیل و رویا را همسو با جهان طبیعی نمود و به آن تصویری متفاوت بخشید.
جهان امروز شاهد داستانهایی است که نشان میدهد تغییر نه تنها ممکن، بلکه سودآور نیز هست. کشور کاستاریکا موفق شده بیش از ۹۸ درصاد انرژی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند. این کشور کوچک آمریکای مرکزی ثابت کرد که میتوان اقتصاد را رشد داد و همزمان به طبیعت احترام گذاشت. در ایسلند، انرژی زمینگرمایی نه تنها تمام خانهها را گرم میکند بلکه صنایع سنگین را نیز تغذیه میکند.
شرکت پاتاگونیا، تولیدکننده لباسهای ورزشی، تمام سود حاصل از فروش خود در روز انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا را به سازمانهای محیط زیست اهدا کرد. این شرکت ثابت کرد که میتوان کسبوکار موفق داشت و همزمان مدافع سرسخت طبیعت بود. داستانهای چنین افرادی نیز الهامبخش است. وانگاری ماتایی از کنیا با کاشت بیش از ۳۰ میلیون درخت نشان داد که یک فرد چگونه میتواند صحرایی را به جنگل تبدیل کند و برای این کار جایزه نوبل صلح را دریافت کرد.

جهانی را تصور کنید که صنایع مختلف آن به سوی حفظ طبیعت قدم بر میدارند. جدیدترین تکنولوژیها برای حفاظت از طبیعت به کار گرفته میشوند. منابع هدایت می شوند. بله این جهان یک جهان ایده ال است اما دست یافتنی است. اگر هر کدام از ما در هر رشته ای که فعالیت می کنیم کمی انعطاف پذیر باشیم.
خانوادهها میتوانند با تغییرات ساده اما مؤثر شروع کنند. جایگزین کردن لامپهای معمولی با LED میتواند مصرف برق را تا ۸۰ درصد کاهش دهد. تفکیک زباله از مبدأ نه تنها به بازیافت کمک میکند بلکه فرهنگ زیستمحیطی را در کودکان نهادینه میکند. استفاده از حملونقل عمومی یا دوچرخه برای مسافتهای کوتاه، علاوه بر کاهش آلودگی هوا، سلامت جسمانی را نیز بهبود میبخشد.
اگر تولید کننده هستیم مراقب تولیداتمان باشیم. گاهی اضافه کردن یک فیلتر میتواند نفس تازه ای به آسمان بدهد. هدایت پسمانده های کارگاه میتواند جان ماهیهای زیادی را نجات بدهد. شرکتها میتوانند با سرمایهگذاری در تکنولوژیهای پاک، هم هزینههای بلندمدت خود را کاهش دهند و هم مسئولیت اجتماعی خود را ایفا کنند. استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بازیافت آب صنعتی، و طراحی محصولاتی با عمر مفید بیشتر از جمله راهکارهای مؤثر هستند.
حتی کسی که در اداره نشسته است میتواند با کم کردن مصرف کاغذش با درست کار کردن و کم کردن رفت و آمد ارباب رجوع هایش به طبیعت کمک کند. استفاده از ایمیل به جای چاپ، خاموش کردن وسایل الکترونیکی در پایان کار، و استفاده از لیوانهای قابل استفاده مجدد به جای ظروف یکبار مصرف از جمله اقدامات ساده اما مؤثر هستند.
نسل جوان میتواند پیشگام تغییر باشد. ایجاد باغچههای مدرسه، اجرای پروژههای علمی مرتبط با محیط زیست، و ترویج فرهنگ صرفهجویی در مصرف آب و برق از جمله فعالیتهایی هستند که میتوانند انجام دهند. دانشجویان نیز میتوانند در انتخاب رشته تحصیلی خود، رشتههایی را در نظر بگیرند که به طور مستقیم با حل مسائل زیستمحیطی ارتباط دارند.

البته باید واقعبین باشیم. اصلیترین چالش در پیادهسازی تکنولوژیهای سبز، هزینه اولیه بالای آنهاست. بسیاری از کسبوکارهای کوچک نمیتوانند سرمایهگذاری کلان برای تغییر سیستمهایشان انجام دهند. اما تجربه نشان داده که این هزینهها در بلندمدت جبران میشوند. دولتها میتوانند با ارائه مشوقهای مالی و وامهای کمبهره، این روند را تسریع کنند.
چالش دیگر، مقاومت فرهنگی در برابر تغییر است. بسیاری از مردم به عادات قدیمی خود عادت کردهاند و تغییر برایشان دشوار است. راه حل این مسئله، آموزش و فرهنگسازی است. وقتی مردم متوجه شوند که تغییرات کوچک چه تأثیر بزرگی میتواند داشته باشد، خودشان پیشگام تغییر میشوند.
تصور کنید در سال ۲۰۳۰ زندگی میکنید. شهرهای هوشمند با ساختمانهایی که خودشان انرژی تولید میکنند، خیابانهایی با درختان فراوان که هوا را تصفیه میکنند، و سیستمهای حملونقل عمومی که صددرصد برقی هستند. این فقط یک رویا نیست، بلکه آیندهای است که با همکاری همه ما قابل دستیابی است.
فناوریهای نوظهوری مثل هوش مصنوعی برای بهینهسازی مصرف انرژی، نانوتکنولوژی برای تصفیه آب، و ژنتیک مهندسی برای تولید مواد زیستتخریبپذیر، همگی در حال توسعه هستند. این فناوریها میتوانند انقلابی در نحوه ارتباط ما با طبیعت ایجاد کنند.
این یک تصمیم همگانی نیست. لازم نیست همهی ما در بزرگترین میدان شهر جمع شویم و با خون پیمان ببندیم که از طبیعت محافظت کنیم. تنها کافی است از هوش و تخیلمان در جهت صحیح استفاده کنیم. تکنولوژی هایمان را به خدمت طبیعت دربیاوریم. تولیداتمان را با طبیعت سازگار کنیم. خدماتمان را با کمترین صدمه به محیط زیست ارائه کنیم. به دنبال راهکار های کوچک و هدفمند در جهت حفظ طبیعت باشیم.
میتوانیم رویاهایی همسو با محیط زیست داشته باشیم. هر کس در شغل خودش میتواند به جای آثار تخریبی، در حفظ منافع محیط زیست سهیم باشد. هر حرکت کوچک ما یک تاثیر شگرف خواهد داشت. وقتی یک میلیون نفر تصمیم بگیرند روزی یک کیسه پلاستیکی کمتر استفاده کنند، سالانه ۳۶۵ میلیون کیسه پلاستیکی از طبیعت کم میشود.
یک زمین و هفت میلیارد آرزو. اگر این آرزوها در جهت حفظ همین یک زمین باشند، آیندهای سبز و امیدوارکننده در انتظارمان خواهد بود.

آخرین باری که برای حفاظت از محیط زیست کاری انجام دادید، چه کاری بود؟ اگر هر روز یک عمل کوچک زیستمحیطی انجام دهید، در پایان سال چه تأثیری خواهید داشت؟ در شغل فعلی خود، چه تغییراتی میتوانید ایجاد کنید که هم به کار شما کمک کند و هم به طبیعت؟
هر کدام از این کارها کوچک به نظر میرسند، اما وقتی میلیونها نفر آنها را انجام دهند، تغییری بزرگ ایجاد خواهد شد.






