
شاید شما هم این جمله را شنیده باشید: «یک پک بزن تا آرام شوی» در دنیای پرشتاب و پر از استرس امروز، جستجو برای یک دکمهی «توقف» یا «آرامش آنی» کاملاً قابل درک است. اما به عنوان یک روانشناس بالینی، باید پرده از یک پارادوکس بزرگ بردارم: چرا چیزی که قرار است اضطراب شما را خاموش کند، در نهایت آتش آن را شعلهورتر میکند؟
امروزه مصرف «گل» یا ماریجوانا در بین نوجوانان و جوانان نه فقط به عنوان تفریح، بلکه به عنوان نوعی خوددرمانی برای فرار از فشارهای روانی رواج پیدا کرده است. اما آیا میدانید وقتی دود ناشی از گل وارد ریهها و سپس جریان خون میشود، در اتاق فرمان بدن شما (مغز) چه اتفاقی میافتد؟ در این مقاله، ما بدون قضاوت و صرفاً با زبان علم عصبشناسی و روانشناسی، به بررسی تاثیرات این ماده بر مغزِ در حال رشد میپردازیم.
قبل از اینکه به سراغ آسیبها برویم، باید صادقانه به این سوال پاسخ دهیم که چرا افراد به سمت مصرف گل میروند؟ پاسخ در یک کلمه خلاصه میشود: دوپامین. ماده موثر موجود در ماریجوانا (THC) ساختاری شبیه به مواد شیمیایی طبیعی مغز دارد و دقیقاً دست روی «سیستم پاداش» میگذارد.
وقتی فردی گل مصرف میکند، مغز با سیلی از دوپامین (هورمون لذت و پاداش) مواجه میشود. این اتفاق باعث ایجاد حس سرخوشی آنی (High شدن) و جدا شدن موقت از واقعیتهای تلخ میشود. اما نکته کلیدی اینجاست:
بسیاری از مراجعین من میگویند: «من گل میکشم چون استرس دارم.» این یک مکانیزم دفاعی برای بی حس کردن احساسات ناخوشایند است. اما تحقیقات نشان میدهد که مصرف گل، توانایی طبیعی مغز برای مدیریت استرس را از کار میاندازد و فرد را در برابر کوچکترین تنشها آسیبپذیر میکند.
این مهمترین بخش بحث ماست. اگر فکر میکنید رشد مغز شما در ۱۸ سالگی تمام شده، سخت در اشتباهید. مغز انسان تقریباً تا ۲۵ سالگی در حال توسعه، سیمکشی مجدد و تکامل است. این فرآیند که «نوروپلاستیسیتی» نام دارد، مغز نوجوانان و جوانان را به شدت انعطافپذیر، اما همزمان در برابر مواد شیمیایی خارجی بسیار آسیبپذیر میکند.
تصور کنید مغز شما یک «کارگاه ساختمانی» است که مهندسان در حال تکمیل زیرساختهای حیاتی آن هستند. ورود THC به این کارگاه، مثل این است که نقشههای مهندسی را دستکاری کنید و مصالح اشتباه به کار ببرید. تاثیر این اختلال در دو ناحیه حیاتی بیشتر دیده میشود:
این بخش از مغز مسئول عملکردهای اجرایی عالی است: تصمیمگیری، قضاوت، برنامهریزی و کنترل تکانهها. این دقیقا آخرین بخشی است که در مغز تکامل مییابد.
هیپوکامپ مرکز یادگیری و حافظه است. گیرندههای کانابینوئید (که THC به آنها میچسبد) در این ناحیه بسیار فراوان هستند.
به بخش اصلی ماجرا رسیدیم. اگر گل باعث آرامش میشود، پس چرا بسیاری از مصرفکنندگان آن، در نهایت با حملات پنیک (Panic Attacks) و اضطراب فراگیر به اتاق درمان من مراجعه میکنند؟ پاسخ در پدیدهای به نام «تنظیم کاهشی» (Down-regulation) نهفته است.
مغز ما به طور طبیعی مواد شیمیایی آرامبخشی (مانند آناندامید) تولید میکند. وقتی شما به طور مداوم مقادیر زیادی THC وارد بدن میکنید، مغز با خود میگوید: «خب، انگار ورودی آرامبخش زیاد است، پس من تولید خودم را متوقف میکنم و گیرندهها را خاموش میکنم.»
نتیجه چه میشود؟

یکی دیگر از عوارض خاموش اما ویرانگر مصرف طولانیمدت ماریجوانا در جوانان، سندرم بیانگیزگی (Amotivational Syndrome) است. این حالت شبیه افسردگی است، اما با بیتفاوتی محض مشخص میشود. فرد دیگر برای اهداف زندگی، تحصیل، ورزش یا روابط اجتماعی اشتیاقی ندارد. دوپامین که سوخت حرکت ماست، در سیستم پاداش مغز دچار اختلال شده و فرد به یک تماشاچی منفعل در زندگی خودش تبدیل میشود.
تشخیص زودهنگام میتواند سرنوشتساز باشد. تغییرات ناشی از مصرف گل همیشه فیزیکی (مثل قرمزی چشم) نیستند. به عنوان یک متخصص، پیشنهاد میکنم به این نشانههای شناختی و رفتاری دقت کنید:
خبر خوب این است که مغز خاصیت ترمیمپذیری دارد. اگر مصرف را متوقف کنید، گیرندههای مغزی به مرور زمان (معمولاً چند هفته تا چند ماه) بازیابی میشوند. برای مدیریت اضطراب در این دوران، ما راهکارهای علمی جایگزین را پیشنهاد میکنیم:
این روش طلایی درمان اضطراب است. در CBT ما به جای خاموش کردن زنگ خطر (با مواد)، یاد میگیریم که چگونه افکار منفی که باعث اضطراب میشوند را شناسایی و مدیریت کنیم.
شاید کلیشهای به نظر برسد، اما ورزش هوازی دقیقاً همان اندوکانابینوئیدهای طبیعی را در مغز آزاد میکند که گل به صورت مصنوعی وارد میکرد، اما بدون عوارض جانبی و با پایداری بیشتر.

دوست عزیز، مغز شما ارزشمندترین دارایی شماست. داستانهایی که درباره «بیخطر بودن» یا «گیاهی بودن» گل میشنوید، اغلب نادیده گرفتن واقعیتهای علمی است. آرامشی که ماریجوانا به شما میفروشد، یک وام با بهرهی بسیار سنگین است که باید در سالهای آینده با سلامت روان خود بازپرداخت کنید.
اگر احساس میکنید کنترل مصرف از دستتان خارج شده یا برای ترک آن دچار اضطراب میشوید، بدانید که تنها نیستید و این نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه نیاز مغز به کمک تخصصی است. اولین قدم برای بازپسگیری فرمان زندگیتان، آگاهی و درخواست کمک از یک متخصص است.
۱. آیا مصرف گل اعتیادآور است؟
بله. برخلاف تصور عمومی، حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد از مصرفکنندگان (و نیمی از کسانی که مصرف روزانه دارند) دچار اختلال سوءمصرف میشوند.
۲. آیا آسیبهای مغزی ناشی از گل دائمی است؟
در نوجوانان، چون مغز در حال رشد است، برخی تغییرات میتوانند طولانیمدت باشند. اما با قطع مصرف، بسیاری از عملکردهای شناختی (مانند حافظه) به مرور زمان بهبود مییابند.
۳. تفاوت تاثیر گل بر نوجوانان و بزرگسالان چیست؟
مغز بزرگسالان کامل شده است و آسیبپذیری کمتری دارد، اما مغز نوجوانان مانند سیمانی است که هنوز خشک نشده؛ هر اثری روی آن میتواند شکل نهایی مغز را تغییر دهد.






