Take a fresh look at your lifestyle.

درس‌هایی که در مدرسه یاد نمی‌دهند! بخش دوم

کلاس درس

پیش‌تر در پست درس‌هایی برای زندگی که در هیچ مدرسه ای یاد نمی‌دهند! به بررسی هشت موضوع پرداختیم که دانستن آنها را برای موفقیت و تعالی در زندگی می‌تواند مثمر ثمر باشد. در این پست موضوع را از سر می‌گیریم و هشت توصیه طلایی دیگر را لیست می‌کنیم.

1. سیستم فعال کننده مشبک تان را به نفع خود به کار بگیرید.

من در مدرسه در مورد اندام‌های داخلی بدن و عملکرد آنها چیزهای زیادی یادگرفتم، اما در مدرسه هیچ کس به من در مورد سیستم فعال سازی مشبک چیزی نگفت. و این مایه تاسف است، چرا که این سیستم یکی از قدرتمندترین و تاثیرگذارترین سیستم داخلی بدن در مورد یادگیری است. این سیستم به ذهن شما کمک می‌کند تا شما محیط اطراف خود را همانطور ببینید که در افکار خود آن‌گونه تمرکز کرده اید. تقریبا همیشه به شما کمک می‌کند تا آنچه به دنبال آن هستید را پیدا کنید.

بنابراین شما واقعا نیاز دارید تا بر روی آنچه شما می‌خواهید تمرکز کنید، و نه بر روی آنچه نمی‌خواهید. و سعی کنید این تمرکز را به صورت ثابت حفظ کنید.

اهداف خود را تنظیم کنید و در مورد اهدافتان بر روی آنچه که برای شما مهم است تمرکز کنید.می‌توانید از یادآوری های خارجی مانند تکه های کاغذ برای افزایش تمرکز خود استفاده کنید. برای مثال، چند نکته از این کتاب (مثلا “پیش‌قدم باش” “به دیگران ارزش بده” “فرض تفاهم”) را روی برگه هایی یادداشت کنید و سپس آنها را بر روی یخچال، آینه و غیره بچسبانید.

2. نگرش شما واقعیت شما را تغییر می‌دهد.

همه ما شنیده ایم که باید نگرش مثبت داشته باشیم و نگرش خود را تغییر دهیم! این یکی از جملات طلایی مشاوران است.

چیزی که من در چند سال گذشته کشف کرده ام این است که اگر شما نگرش خود را تغییر دهید، شما در واقع واقعیت خود را تغییر داده اید. به عنوان مثال هنگامی که شما از یک نگرش مثبت به جای نگرش منفی استفاده کنید. شما شروع به دیدن چیزها و دیدگاه هایی می‌کنید که قبلا برایتان نامرئی بودند. شما ممکن است با خودتان فکر کنید “چرا قبلا من در مورد همه این چیزها فکر نکرده بودم؟”.

هنگامی که نگرش خود را تغییر می‌دهید، آنچه را که بر روی آن تمرکز می‌کنید را تغییر می‌دهید. و می‌توانید از زوایای مختلفی به دنیای خود نگاه کنید.

البته این بسیار شبیه به نکته قبلی است، اما من می خواستم بیشتر در این مورد بحث کنم. تغییر نگرش خود می‌تواند تغییرات بسیار بزرگی را در جهان شما ایجاد کنید. بدبینی ممکن است مانند واقع‌بینی به نظر برسد. اما این مساله عمدتا به خاطر فعالیت سیستم فعال کننده مشبک (RAS) شما است که به خاطر نگرش شما به دنبال چیزهای منفی برای نشان دادن به شما است. و این باعث می شود در بسیازی از زمان‌ها شما نگرش‌های خود را “حق” بدانید. و شاید این همان چیزی است که شما می خواهید.

برای مثال اگر تصمیم گرفته باشید که فکر کنید همه چیز در دنیا خراب است و یا شما آدم بدشانسی هستید، سیستم فعال کننده مشبک (RAS) مشغول جمع آوری شواهدی مبتنی بر بدشانسی شما از محیط می‌شود و سپس آنها را در اختیار ذهن شما قرار می‌دهد تا آن هم به روش خود به شما ثابت کند که حق با شما است و واقعا بدشانس هستید.

افراد موفق به RAS وظیفه متفاوتی واگذار می‌کنند. RAS آنها شواهدی مبتنی بر هوشمندی، توانمندی، موفقیت و قدرت آنها را از محیط بر می‌گزیند تا به آنها ثابت کند که پیروزند.

3. قدردانی یک راه ساده برای ایجاد احساس خوشحالی در خودتان است.

مطمئنا، در مدرسه به شما هم گفته اند که باید سپاس‌گزار باشید. شاید با این دلیل که این کار خوبی است و کسی که از او سپاسگزاری می‌کنید خوشحال خواهد شد! اگر در مدرسه به ما گفته بودند که ابراز احساس قدردانی در مورد همه چیز راه بسیار خوبی است برای ایجاد احساس خوشحالی در خودمان، احتمالا برای سپاس‌گزاری تمرین بیشتری می‌کردیم. قدردانی نیز یک ابزار خوب برای داشتن نگرش خوب و تمرکز بر روی چیزهای درست است. البته با قدردانی از دیگران آنها را نیز خوشحال می‌کنیم و به عبارت دیگر “به آنها ارزش می‌دهیم”. راستی چند راه دیگر برای کسب آرامش هم وجود دارد!

4. خود را با دیگران مقایسه نکنید.

منیّت و نفس شما می‌خواهد مقایسه کند. می‌خواهد دلایلی برای ایجاد احساس خوب در شما پیدا کند (“من یک دوچرخه جدید دارم!”). اما با ادامه این روند مقایسه ها به افرادی کشیده می‌شود که بیشتر از شما دارند. (“اوه نه، سعید دوچرخه ای حتی بهتر از دوچرخه من خریده است!”). و بنابراین شما بار دیگر احساس نه چندان خوبی در مورد خودتان بدست می‌آورید. وقتی شما خودتان را با دیگران مقایسه کنید، در حقیقت به جهان اطراف خود اجازه می‌دهید که احساس خودتان از خودتان را کنترل کند.

یک راه مفیدتر این است که خودتان را نسبت به خودتان مقایسه کنید. به راهی نگاه کنید که تا کنون طی کرده اید، چه کارهایی انجام داده اید و چگونه بزرگ شده اید. ممکن است اوایل بسیار سرگرم کننده به نظر برسد اما این مقایسه در دراز مدت برای شما آرامش درونی، قدرت شخصی و احساسات مثبت به ارمغان می‌آورد.

5. ۸۰-۹۰٪ از آنچه که از اتفاق افتادن آن می‌ترسید هرگز به واقعیت تبدیل نمی‌شود.

این یک واقعیت بزرگ است. اکثر چیزهایی که شما از اتفاق افتادن آنها می‌ترسید، هرگز اتفاق نمی‌افتد. آنها تنها هیولایی در ذهن شما هستند. و حتی اگر آنها رخ دهندآن‌چنان که انتظارش را دارید، دردناک یا بد نیستند. نگرانی‌ها اغلب فقط وقت شما را تلف می‌کنند.

البته گفتنش آسان است. اما اگر خودتان ترس‌هایی را که در طول زندگی داشته اید را به یاد آورید و به مواردی که در واقع اتفاق افتاده است فکر کنید، می‌توانید شروع به آزاد کردن افکار خود از نگرانی‌ها کنید.

6. همه چیز را خیلی جدی نگیرید.

گفتیم که بسیاری از چیزهای نگران کننده، هرگز به واقعیت تبدیل نمی‌شوند. آنچه که ممکن است اکنون مانند یک مشکل بزرگ به نظر برسد، ممکن است حتی تا سه سال آینده نیز پیش نیاید.

با بیش از حد جدی گرفتن خودتان و افکار و احساسات خود، اغلب فقط  منجر به درد و رنج های غیرضروری برای خود می‌شوید. بنابراین سعی کنید همیشه آرامش بیشتری داشته باشید. این مورد می‌تواند شگفتی برای روحیه شما داشته باشد.

7. همه چیز را یادداشت کنید.

اگر حافظه شما هم مثل حافظه من چندان قوی نیست، ممکن است بسیاری از ایده های خوب و بزرگ خود را برای همیشه از دست بدهید. پس بهتر است همیشه دفتر یادداشتی همراه خود داشته باشید. یادداشت کردن هم راهی خوب برای حفظ تمرکز بر روی آنچه خواهان آنه هستید، است.

8. در هر تجربه ای فرصتی وجود دارد.

تقریبا در هر تجربه مواردی وجود دارد که شما می‌توانید از آن چیزهایی را یاد بگیریم و چیزهایی در این تجربه است که می‌تواند به شما کمک کند تا رشد کنید. تجارب منفی، اشتباهات و شکست‌ها گاهی اوقات می‌تواند حتی بهتر از یک موفقیت باشد؛ زیرا چیزی به شما می آموزد که کاملا جدید است، چیزی که موفقیت هرگز نمی‌توانست به شما یاد دهد.

هر زمان که یک “تجربه منفی” داشتید از خود بپرسید: که چه فرصتی در آن است؟ چه خوبی در مورد این وضعیت وجود دارد؟ هر تجربه منفی می‌تواند -با گذشت زمان- به شما کمک کند تا تجارب بسیار مثبتی ایجاد کنید.

این نوشته و نوشته پیشین ترجمه آزاد مقاله ای از Henrik Edberg بود. شما چه درس‌های بزرگی در زندگی آموخته اید که بهتر بود در مدارس به ما می‌آموختند؟ تجربیات و دانسته های خود را با دیگران به اشتراک بگذارید!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بدون نظر
  1. پارسا می گوید

    کتاب “پاسخ” از جان آسراف و بسیاری از کتاب های “راز” نیز مبتنی بر همین موضوع است
    با تشکر از درس های خوبتان : )