دانشمندانی که میخواستند رابطه بین افراد باهوش و میزان بالای اجتماعی بودن آنها را ثابت کنند با عکس قضیه روبرو شدند. آنها دریافتند که افراد با ضریب هوشی بالا معمولا مضطرب هستند. افراد باهوش معمولا در گردهماییهای اجتماعی دچار اضطراب میشوند. در ادامه میخواهیم دلایل این دوگانگی (هوش بالا و اضطراب اجتماعی) را بیان کنیم:
افراد هوشمند دارای همانگی بیشتری با دنیای اطراف خود هستند. آنها به هر نوع از تهدیدات حساسیت بالایی دارند و در نتیجه محدوده آرامش محدودی دارند. یک صدای ناگهانی میتواند باعث وحشت در آنها شود. آنها چنان هوشمند هستند که وقتی دیگران صدا را میشنوند٬ آنها صدا را تجزیه و تحلیل نیز کردهاند: «اگر اسلحه یا بمب بود چه میشد؟» دفعه بعد که میخواهید دوست باهوش خود را ترسو و بزدل خطاب کنید٬ کمی بیشتر تامل کنید.
آنها نسبت به رفتار خود آگاهی بالاتری دارند که باعث ایجاد حساسیت بیشتر میشود. آنها سعی میکنند رفتار خود را با تغییرات محیط مطابقت دهند. آنها معمولا با افکاری مانند: «اگر آنها موقع عطسه کردن مرا ببینند٬ درباره من چه فکری میکنند؟ احتمالا همه آنها به من میخندند!» درگیرند. این درحالی است که دیگران شاید اصلا اهمیتی به او ندهند.
افراد بسیار باهوش در ارتباطات خود با دیگران تمام رفتارها را تجزیه و تحلیل میکنند. به همین خاطر آنها معمولا خود را به عنوان یک ناظر خارجی در ملاقات و مکالمه در نظر میگیرند و معمولا بیش از آنکه در مکالمه مشارکت کنند٬ آن را مورد ارزیابی قرار میدهند.
افراد با هوش بالا به طور مداوم به این فکر میکنند که «منظور او چه بود؟» این میتواند باعث بروز اضطراب اجتماعی شود. حتی یک تعریف ساده از سوی مدیر میتواند باعث تنش فکری در آنها شود. «آیا او به من طعنه زد؟» «آیا من واقعا کارم را خوب انجام دادم؟» و …
در مورد مثال قبلی تصور کنید که رئیس جمله تحسین آمیز را با هیجانی که باید میگفت نگفته است٬ چرا که او درگیر مشکلات بخش دیگری است و روز خوبی نداشته است. در این هنگام فرد با هوش بالا حرکات مضطرب بدن رپیس و لحن او را تعبیر به طعنه در گفتار میکند.
مردم باهوش معمولا نسبت به مسایل دیگران حساس هستند و سعی میکنند برای مشکلات آنها راهحل مناسبی پیدا کنند. این باعث میشود مشکلات دیگران نیز آنها را مضطرب کند.
افراد باهوش خیلی منطقی هستند و باید همه چیز برای آنها سرجای خودش باشد. برای این افراد کار کردن با افرادی که اینطور نیستند خسته کننده است.
با توجه به صفت منطقی بودنشان٬ آنها از حوادث گذشته برای نتیجهگیریهای آینده استفاده میکنند. بنابرین موقعیتهایی که در گذشته آنها را دچار اضطراب کرده است دوباره میتوانند برای آنها تکرار شود.
با تجزیه و تحلیل در افکار و نظرات دیگران آنها به انگیزههای نهان در رفتار افراد پی میبرند و با ترکیب آن با صفت برونیابی گذشته نسبت به افراد صرفنظر از نیات کنونی آنها بیاعتماد میشوند.
آنها همیشه در حال اندیشیدن هستند و به همین دلیل که ذهن آنها به طور مداوم در حال فعالیت هست٬ دچار فرسودگی شغلی٬ بیخوابی٬ استرس بیمورد و درنتیجه اضطراب میشوند.
این پست ترجمه سریع نوشتهای از Matt Duczeminski بود. نظر شما در مورد اضطراب در افراد باهوش چیست؟ به نظرم با کسب دانشهای رفتاری میتوان این اضطراب را از بین برد. پیشنهاد من مطالعه کتاب راهنمای غلبه بر استرس اجتماعی است.
مریم
متشکرم از مطلب خوبتون.سایت حرفه ای و زیباتون عکسها مطالب طراحی زیبا…دست مریضاد.
میلاد ضابطی
بدک نبود
محسن
عالی
عباد
س.اره من این مشکلات رو دارم واقعا ..وقتی توی خیابان یا اجتماعی باشم استرس مکیرم واقعا صدا ها را تفسیر می کنم …هوش بالای 133ولی هوشی هیجانی پایینی دارم…نی دونم چکار کنم از استرس خسته شدم…